تبليغاتX
تعليق - ادبيات و فلسفه : دوره " تعليق " پس از پست مدرنيست است در اين دوره اين جملات بسامد دارد : هيچ چيز ارزش زحمت بيش از اندازه مرا ندارد ، من براي هيچ چيز نمي جنگم ، تابع شرايط زيستي و محيطي هستم و اگر شد امكانات را بدست مي اورم

تعلیق-ادبیات و فلسفه
تعلیق-ادبیات و فلسفه
تعریف زیبایی

 

 

    

  

مجموعه ای ازویژه گی ها که بهروری در یک شیء  یا پدیده را ارتقاع می دهند ،" کیفیت" می نامیم .  زیبایی از سویه های" کیفیت" است که گاه همراه با ویژه گی ها با" کیفیت" همراه می شود و گاه خود به تنهایی به عنوان معیار مورد ارزیابی  و استقلال می یابد .

زیبایی فی نفسه دارای تعریف و شکلی خاص نیست بل ما همواره این عنوان را به اشیا و پدیده های دلخواهمان  اطلاق می کنیم ،  میزان زیبایی را ما با حاصل

واکنش خود < لذت >  تعریف می کنیم و بدین تر تیب لذت معلول زیبایی می شود و دوام می یابد .

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 16 مرداد1384ساعت 22  توسط ع- خاکسار قیری  | 

آزما+

 

با سلام خدمت جناب آقای هوشیار یا شحص دیگری که اجازه چاپ خزعبلاتی زیر پرچم نقد در شماره 36 صفحه47 این جریده داده اند

براستی آنقدر دارای مشکلات هستید که من نمی دانم از کدام گوشه ی پهناور آن شروع کنم اما از خود مجله فکر می کنم بهتر باشد.

ماهنامه آزما را از همان اوان تاسیس می شناسم و شماره های نخست آن بنا به توفیقی اجباری بدستم رسیده است ماهنامه ای که اصلن در اساسنامه آن نامی از ادبیات و هنردر آن موجود نمی باشد این ماهنامه با گرایش شدید گردانندگان آن به امور اجتماعی و سیاسی همراه با ادبیاتی کاملن ژور نالیستی و عمومن موضوعاتی که دیگر روزنامه ها آن را کلیشه و حتی خبر گزاری ها به عنوان در خور عرضه نبودن مطالب از اشاعه این نو مطالب کاملن سطحی پرهیز می نمودند با تعداد اندکی مخاطب پا به عرصه مطبوعاتی نهاد اما رفته رفته و شاید به دلیل عدم استقبال و در خور نبودن مطالب  گردانندگان آن با چرخشی عظیم سعی در آرمان گریزی

از اساسنامه خود نمودند و طبق روال همانند بقیه مردم که پس از ور شکستگی شاعر و نویسنده می شوند آنان نیز سعی نمودند یک مشت شاعر تازه وارد را سرکیسه نمایند بنابر این با تقلید های مضحکانه از مجلات تخصصی و انتشار مطالب و مصاحبه های های زورکی از صاحبین نام در ادبیات بار دیگر آماتور بودن خود را اثبات نمودند . امروز که بیش از چند سال از عمر این نشریه پا در هوا می گذرد هر خواننده کم اطلاعی نیز می تواند گزارشهای ژور نالیستی (صفحه پرکن های روزنامه های استانی) را در جای جای حتا تازه ترین شماره های آن بیابد(نگاهی کنید به صفحه 12 همین شماره یا بستن یک ویژه نامه به نام شخصی معاصر) گرچه پای افراد را با شگرد های خاص به  مجله می کشانند اما مطالب موضوعی در مورد آنان را بیشتر بنظر می رسد که خاطره ها و کاغد های مچاله که احیانن در زیر میز یا حیاط منزل مسکونی و یا حتا از گردباد گرفته باشند ردیف کرده اند . انتشار یک مجله ادبی باید دارای ضوابط و راهکارهای خاص خود باشد این نشریه فاقد افراد متخصص ،در راس امور می باشد حتا تعداد صفحات آن نیز کمتر از 50 صفحه می باشد پنجاه صفحه ای که به علت فونت بزرگ و اشباع تصاویر نامربوط و صفحه پرکن نمی تواند مخاطب را برای ساعاتی سرگرم نماید هر مجله ای که از نظر حجمی کمتر 65 صفحه باشد دارای فیزیکی جدی و حق به جانب نمی باشد مگر این که کسی اشتیاق خواندن نام پسر خاله خود یا خزعبلات خودش داشته باشد تا سراغ آن را بگیرد که آن هم می توان با سرگرم نمودن مسئول کیوسک و دزدکی خواند . اگر سردبیر محترم چیزی از نقد و شعر و هنر می دانست مطلب توهین  آمیزی را زیر پرچم نقد ادبی منتشر نمی نمود با این مقدمه خواهشمندم به چند سوال من پاسخ دهید ( اگر پاسخی دارید) آیا منتقد در نقد یک شعر با استمداد از مخاطبان می نویسد" به نظر شما-وجدانن- این تصویر زیبا ، یا لا اقل در خور شعر است "و بعد می نویسد" یک تعبیر بی مزه و لوس" و کمی بعد یک شعر چند سطری را به روده درازی متهم می کند یا در مورد سطر" پنجره را که پشت می کنی" می نویسد " یک جمله غلط و عوضی"  ایا شما منتقدی سراغ دارید که یک شعر را در چند سطر آن هم با الفاظ رکیک همچون لوس ، بی مزه ، روده درازی ، عوضی یا لجن مال و ... نقد نموده باشد ، این نویسنده که برای کسب شهرت همچون برادر حاتم طایی

آب زمزم را برای آلوده نمودن اختیار نموده اول باید توجه می کرد که شعر دارای چه فضایی است سپس با

ذکر دلایل ، کاستی های آن را نشان میداد.کسی نمی تواند یک قطعه شعر عاشقانه را با شعری پست مدرن یا حماسی در تقابل قرار دهد و با جزم اندیشی مورد دلبخواه خود را به مخاطب بقبولاند بل باید هر قطعه شعری را با توجه به فضای آن و اینکه ایا با توجه به مولفه های موجود همان سبک و فضا شاعر موفق به انتقال ذهنیت خود شده است  یا نه ؟ و آخر این که به زعم خود و با قطعیتی که معلوم نیست از کجا بدست آورده  شعر را لجنمال شده می بیند. نویسنده این خزعبلات انگار متوجه نیست که ما در عصر عدم قطعیت ها و نسبی بودن امور به سر می بریم  شعر درخت تنومندی است که دارای شاخه های بسیار می باشد این درخت تنومند را هیچ کسی تا کنون نتوانسته بر دوش خود بگذارد بل شاعران بسته به سرمایه ذهنی خود هرکدام یکی از قابلیت های آن را به منصه ظهور رسانده اند . شعر به دلیل گستردگی موضوع به سبک های مختلف تقسیم شده که تا کنون جز در پاره ای موارد نمی توان تمایزی بین ژانر های آن قائل شد بر خلاف عقیده بسیاری حتا تا امروز اشعاری در قالب های دوبیتی ،رباعی ، غزل مثنوی و حتا قصیده و اشعار حماسی دارای مخاطبان خاص خودش و دارای حیات می باشد و فقط یک شخص جزم اندیش و مطلق گرا می تواند دیگر ژانرهای هنری را مطرود اعلام کند پر واضح است که هنر به نیاز ما پاسخ می دهد حال اگر یک اثر هنری دارای مولفه های دلبخواه ما نبود باید ان را با الفاظ رکیک و دور از ادب طرد کنیم . این اولین باری نیست که ماهنامه آزما به دلیل نداشتن تخصص ادبی گردانندگان دست به تخریب چهره های ادبی زده است  و تا مسلط نشدن آنان بر حیطه هنر مخاطبان باز شاهد این صفحات ناسنجیده خواهند بود نگارنده با بیش از یک دهه مطالعه حرفه ای در ادبیات تاکنون نامی از نویستده توهین نامه منتشره در شماره 36 آزما  نشنید ه ام حتا برای اطمینان نام اورا در چند جستجوگر سرچ نمودم و چیزی عایدم نشد اما روی سخنم با گردانندگان آزما می باشد اگر ادعای دموکراسی دارید طبق قانون مطبوعات  نامه مرا منتشر نمایید وگرنه خودم علاوه بر اینکه در وب شخصی و چند سایت اینتر نتی دیگر منتشر می کنم به واسطه و ضعیت مالی که دارم با گرفتن و کیل به دادگاه مطبوعات بر علیه شما به علت هتک حرمت شکایت می کنم چون می دانم هدف شما از این بلوا افکنی  فراتر از نقد شعر بوده است ... 

با سپاس  ع- خاکسار قیری

www.tash.blogfa.com    

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1384ساعت 23  توسط ع- خاکسار قیری  | 

 

شعر را بهتر است با دست چپ و پس از فراغت از کار نوشت

2 نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1384ساعت 14  توسط ع- خاکسار قیری  | 

&#E2E3BA;
هر گونه استفاده از این مطالب بدون ذکر مآخذ یا نام نویسنده مجاز نمی باشد