تبليغاتX
تعليق - ادبيات و فلسفه : دوره " تعليق " پس از پست مدرنيست است در اين دوره اين جملات بسامد دارد : هيچ چيز ارزش زحمت بيش از اندازه مرا ندارد ، من براي هيچ چيز نمي جنگم ، تابع شرايط زيستي و محيطي هستم و اگر شد امكانات را بدست مي اورم

تعلیق-ادبیات و فلسفه
تعلیق-ادبیات و فلسفه
نوشتار

 

 

 

نوشتار آلوده به رمز است

دارم در سطرها بالا مي آورم

قسمتي از شرق روي دستم حمل-  له  - نمي توانم كنم/ به قداست هاي  او – اين / ي

چيزي در اينجا دارد فرتوت مي شود

ابابيل ها شجاع تر هستند - تيد- نيستم

من از نيشابور/ عطار مي گيرم الهام

تو از ماكيا  ولي  مي گيري / انگار

سلام نوروز هاي وسواسي / سلام اپيدمي هاي رو به گسترش / سلام بنده ي پنجم زندان اوين / سلام وبا

طاعون مرگبارم مي كند

كمي آنطرف خيالاتم به ايست

حالا كه به جايم خوش است اينجا گوشه ي ديوار پرت افتاده ام

حالا كه كابين ها مشكل  دارد

حالا كه نوشتار به كثافت  نياز دارد

پس طوطي ي زير گذر خر است

علامت هاي درهم /  اساسي مي شوند  و قسمتي از كثرت هيچ

با شتاب به سينه ي من مي خورد

و بعد استوانه اي مي شوم

"من از نهايت شب حرف مي زنم * "  تو نمي زني نمي زنم

تو از نصفه ها آمدي روي سرم نصف شدي

به فركانسهاي پايين تري نياز دارم

محور اصلي را

به ته چاه پرت مي كنم

نمونه هاي بارز نشان مي دهد كه قبل از طلوع آفتاب بايد به اكبرآباد برسم

يا

دلتا ها در مجاورت دريا قرار ندارند و مطلقن حاصلخيز نيستند

اين مثال / به خوبي ي كاشت ، داشت و برنداشت است

از اين رو به پايين دست خود نگاه مي كنم و مرتب روي دره هاي اطراف چاي مي ريزم

با صدها نفر در مورد هزاره ها گفتگو

و روشنفكران اخته را كالبد شكافي مي كنم

عاشق او مي شوم و در غياب ايشان به شما دل مي بندم

اين ها نمونه هاي خوبي از ارزش است كه گزارش بازار در آن سهم دارد

اصل طرد شق شخص ثالث.

 

* فروغ فرخزاد

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 0  توسط ع- خاکسار قیری  | 

&#E2E3BA;
هر گونه استفاده از این مطالب بدون ذکر مآخذ یا نام نویسنده مجاز نمی باشد