تبليغاتX
تعليق - ادبيات و فلسفه : دوره " تعليق " پس از پست مدرنيست است در اين دوره اين جملات بسامد دارد : هيچ چيز ارزش زحمت بيش از اندازه مرا ندارد ، من براي هيچ چيز نمي جنگم ، تابع شرايط زيستي و محيطي هستم و اگر شد امكانات را بدست مي اورم

تعلیق-ادبیات و فلسفه
تعلیق-ادبیات و فلسفه
(ففففففف)

 

به هيچ وجه /  پوكه به فشنگ شبيه نيست

پوكه به من شباهت دارد كه خالي مي دوم در متن

امروز

وووو...آمد جلو و گفت دوستت دارم / به پاهايم دست بكش

به، توي ، لا، از، زير، روي ، پاهام بكش

در خودم متمركز شدم

شيريني اي كه در گنجه بود از پس شكل عكس شد و قاپ گرفتم

 قات از تمركز بود

رفتم جلو / از فرط تماس مي لرزيدم

مرهم  كشيدم به پاهاش به صورتش كشيد

كلي كلافه شدم

خدايا مرا از آسمان و زمين پرتاب كن

همه چيز تك ميل شده بود

روي " ف "  فين كردم

 ( بهمن دود كنيد )

يادم آمد رييس گفته بود

نود درصد اوقات فكر كرده ام كه

در هزار توهاي گنجه چيزي پنهان شده

رييس از راندمان پايين كار خوشش نبوده

 و صورتك ها با اشيا و اشباح  به جابجايي زمين در من راي داده اند

روند منطقي خودم نبودم

از اضطراب شدت گرفتم رفتم جلو گفتم

بيچاره شديم

لباسهايت بپوش

( هدايت صادق بود كه گفت در انزوا آدم را مي خورند)

از پوش لباسها تا شدت اضطراب پله كاني دويديم

دايره هاي نارنجي افشا شده بود

و منورالسادات به اعدام من راي داد

آه ديمتريوس !

لا قبا شدم

 غريزه مرا گاييد

متن / تن / ميم بود / فففففف /  فين بود

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 17  توسط ع- خاکسار قیری  | 

&#E2E3BA;
هر گونه استفاده از این مطالب بدون ذکر مآخذ یا نام نویسنده مجاز نمی باشد